دير...با عطر خاک(وب نوشته های نرگس رجایی)

چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٥

سرنوشت

ببخش....

از اینجا تا تو را نگاه می کنم.

از هر کجا که برگشتی مرا در چشمخانه خود دیدی؟!

این ذوق لعنتی پیاده می رود

از فردا بپرس !

مردی از کوچه تماشا

تمام شهر فرنگ چشمت را به سکه ای فروخت

در هر کجا که بودی مرا وقف نگاهت کن

نترس!

من سرنوشت عاشقی را

سر قرار اول ...........باختم.

نرگس رجايي

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك
پرشين‌بلاگ