دير...با عطر خاک(وب نوشته های نرگس رجایی)

جمعه ۳ فروردین ۱۳۸٦

چه کار به پول تو جیبی شهرام جزایری دارید؟!

 

" صبح وقتی مال "من" و "تو" می شود که "ما"

پشت پنجره روزهایمان ایستاده باشیم و نگاه کنیم

به سپیدی آنسوی ابرها......

اینروزها کمی دلتنگ ... نه

                      کمی دلگیرترم.

ابنروزها خنده ام نمی گیرد

و از این همه بهار دارم خفه می شوم"

حالا که گیر داده ام به سیاست بگذارید اینرا هم بگویم:

۱- شهرام جزایری که یادتان هست از زندان فرار کرده بود. دستگیرش کردند وبه ایران آوردند.

قهرمانان رسانه ای! ما حرفهایی نوشتند با این مضمون:

"این مفسد اقتصادی که میلیاردها تومان ثروت ملت ایران را به جیب زده بود به ایران باز گردانده شد تا نه تنها اموال را باز پس دهد که........"

2- این تر کیبات شما را یاد چه چیزهایی می اندازد: مفسد اقتصادی، بیت المال، اختلاس میلیاردها تومان حق مردم و ....  ممکن است همه را یاد شهرام خان بیندازد اما من را یاد این جمله زیبا می اندازد:

باید نفت را بر سر سفره مردم آورد.

3- وقتی در گزارشات رسانه ملی –در زمان فرار شهرام-  مردمی که با آنها مصاحبه می کردند با شور وحرارت می گفتند:باید این مفسد اقتصادی که .....باید فلان و بهمان شود.....باید.....

با خود می گقتم:"کاش  شیشه تلویزیون را زبان سخن بود!" ومن با این مردم می گفتم :

شما مگر نفت را سر سفره تان دارید که حالا چشمتان دنبال پول توجیبی شهرام جزایری است؟!

4 -فکر می کنید گناه شعارهای بی عمل کمتر از گناه شهرام جزایری است؟!

نرگس رجايي

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك
پرشين‌بلاگ