دير...با عطر خاک(وب نوشته های نرگس رجایی)

پنجشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٦

برای کودک درون قیصر امین پور:

از سوگ پرستو می آیم

ودستانم در امتداد کوچ بعد از ظهر

 به سنگی قفل می شود

 

این اندوه نامیراست

که بر سردی سنگ جاریست

یا بریده روزنامه ای که نامی آشنا دارد؟!

اتفاقی افتاده است

که ما را به رویای دیروز می برد

تا در پنجه بفشاریم نبودنی سخت را

چه فرق می کند

 سفید یا سیاه در ماتم سبزه ها؟!

ما بر مزار خویش می گرییم

و کودکی با تمام فرفره هایش

بر آشوب پایان

                   می لغزد.

 

 

نرگس رجايي

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك
پرشين‌بلاگ