دير...با عطر خاک(وب نوشته های نرگس رجایی)

چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧

خداحافظ جناب کرباسچی!

شما بگویید خودکشی سیاسی نه! حماقت سیاسی نه! افتضاح سیاسی!
بله جناب کرباسچی رسما" رئیس ستاد کروبی شد. وقتی این خبر را شنیدم با خود گفتم چگونه می شود که در یک بازی سیاسی یک سیاستمدار نسبتا" پیچیده به این سادگی خودش را کیش و مات کند.
کرباسچی دوره مدیریتی موفقی را پشت سر گذاشت و علیرغم همه کم لطفیها نه! غرض ورزیهایی که در حق او شد هنوز هم می توانست در عرصه سیاست عاقبت به خیر شود. سیاست چیزی نیست که بتوان به سادگی و همیشه  در متن آن و در اوج ماند و به مهره ای سوخته بدل نشد.
او قبل از کینه ورزی شخصی اش مهره چندان سوخته ای به نظر نمی آمد. اما این درست است که کینه جویی ابتدا دامن فرد کینه جو را می گیرد.
کرباسچی دامن سیاسیش آلوده شده است. نه به واسطه اتهاماتی که پیش از این به او خورده است بلکه بواسطه راه سیاست ورزی ای که اکنون خودش پیشه کرده است!
شاید کرباسچی هنوز دچار این توهم است که از محبوبیت سالها پیش برخوردار است محبوبیتی که خرداد 76 در اختیار خاتمی قرار گرفت.
و با این فرض است که او به ریاست جمهوری کروبی می اندیشد. ونیز بازگشت خودش به عرصه قدرت.
اما ظاهرا" آقای کرباسچی مشاوری جز خودش ندارد. او سالهاست که از عرصه قدرت کنار گذاشته شده و چون می داند از عرصه سیاسی هم به زودی کنار گذاشته می شود ساز مخالف را کوک کرده است تا به آ خرین حربه خود نمایی دست یازد. که البته موفق هم بوده است. او اکنون با خیانتی که به خودش و جناحش وبه حزبش کرده است در صدر رسانه هاست. رسانه هایی که بعد از انتخابات دهم او را برای همیشه به دست فراموشی خواهند سپرد.
شنیده بودم که فرد در حال غرق به هر چیزی متوسل می شود اما نه اینجوری ونه در مورد کسی که به دنبال سیاست ورزی مدرن است!
خداحافظ جناب کرباسچی!

نرگس رجايي

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك
پرشين‌بلاگ