دير...با عطر خاک(وب نوشته های نرگس رجایی)

یکشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸۸

 

این شعرکوتاه ناگهان متولد شد بی مقدمه و بدون خونریزی وخشونت!

نه باتوم
نه چماق
هیچکس پشت این دیوارها
در انتظار دستی
برای بالا رفتن نیست...

این دست بالا رفت و آری شد
این دست بالا رفت و ناجی شد
این دست بالا رفت و سبز شد

این دست سبز شد وبالا رفت...

از روزن نگاه می کنم
آن سوی دیوار
با غچه همسایه خشک می ریزد...!

نه باتوم
نه چماق
ما دوباره سبز خواهیم شد.

نرگس رجايي

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك
پرشين‌بلاگ