دير...با عطر خاک(وب نوشته های نرگس رجایی)

شنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸۸

نیروهای نا امن!

چه نیروهای نا امنی
مرا احاطه کرده اند.
هر صبح که بیدار می شوم
می گویند توهم پیروزی کار دستت داده است.
شاید همین است که هر روز:

در میدان انقلاب شکست می خورم
در میدان هفت تیر شکست می خورم
در میدان ولی عصر شکست می خورم
در میدان آزادی...
اما میدان آزادی:

آزادی را چندین وچند دور چرخیده ام و روی چمنهای سبزش گاهی نشسته ام. می دانید آزادی دایره ایست بسته که از چند طرف شهر و مردمش به آن سرازیر می شوند. برای رسیدن به آن باید از فضای وهم آلود آدمها و ماشینهای به هم چسبیده عبور کنی. دلم می خواهد از آزادی - واژه ناملموس این روزها- رها شوم. اما رهایی از آزادی رهایی از تهران است رهایی از ایران است. آیا می شود؟!
می دانید اصلا"آزادی شرحی طولانی دارد شرحی تا نزدیکی فرودگاه مهر آباد. یعنی از آزادی تا پرواز مسافتی طولانیست!

بگذریم...
می گویند "شورش" را در آورده ایم
اما نمی گویند از کجا؟!
نمی گویند چرا؟!

چه نیروهای نا امنی
مرا احاطه کرده اند.

نرگس رجايي

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك
پرشين‌بلاگ