دير...با عطر خاک(وب نوشته های نرگس رجایی)

شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠

شعری تازه برای زنان سرزمینم

تقدیم به زنانگی همه زنان سرزمینم  که گاهی اجازه بروز پیدا نمی کند

 

خدا شتاب می گیرد

در قلبم،

پیش از آنکه اتوبانها بسته شوند

و اتفاق آبی آسمان

به رویای موازی جاده ها آلوده شود.

 

فرهاد هنوز بیدار نشده

و صبح صادق

پشت بیستون خواب مانده است.

 

از دیوار روح بالا می روم

بر لبه هستیها ونیستیها می ایستم،

از بالا نگاه می کنم:

تو نیستی

و جای مشق هر شبه ام

نه نان می خواهم و نه نام!

من

و تنها من

ته نشین تردیدها

و آبهای شور زنانی هستم

که روزی در اینجا

شور شیرین افسانه ها بودند.

 

نرگس رجایی- 7/3/1390

نرگس رجايي

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك
پرشين‌بلاگ