پیرامون اسیدپاشی اخیر/زن، مرد و انسانیت از دست رفته

 

«خورشید مرده بود

و هیچکس نمی‌دانست

که نام آن کبوتر غمگین

کز قلب‌ها گریخته ایمان است..... »

"فروغ فرخزاد"

پدیده «اسیدپاشی» مختص ایران نیست. در دیگر کشورهای دنیا نیز چنین پدیده‌ای کمابیش وجود دارد. به طوری‌که بیشترین آمار تنها در کشوری مانند بنگلادش از سال 1990 گزارش شده است. فهمیدن این نکته زیاد سخت نیست که حتی‌ بی‌اخلا‌ق‌ترین انسانها نیز چنین پدیده شومی را نمی‌پذیرد، مگر اینکه انسان نباشی!

اما بروز این ماجرا یک چیز است و پرداختن رسانه‌ها به موضوع، مثبت یا منفی چیز دیگریست. یکی از کارکردهای «رسانه» ایجاد پل ارتباطی بین وقایع اجتماعی روز با مخاطبان است. شناسایی موضوع، آسیب‌شناسی و بررسی انگیزه و علل بروز اتفاق از جمله مواردیست که یک رسانه سالم به یک رخداد اجتماعی می‌پردازد.

روزانه دهها اتفاق نامبارک ممکن است زیر این سقف آبی آسمان رخ دهد که زندگی عده‌ای را تیره و تار سازد. اما مرز بین اطلاع‌رسانی با ایجاد رعب و وحشت کجاست؟!

زمانی که چنین پدیده‌ای رخ می‌دهد اطلاع‌رسانی صحیح و به موقع می‌تواند از بروز حادثه‌ای مشابه و مواردی از این دست در فاصله کمتر جلوگیری کند و سطح هوشیاری جامعه را بالا ببرد و از طرفی نیز بسیج همگانی را برای همدردی با قربانیان آن شکل داده و تقویت کند. به قول فردوسی:   «چو عضوی به درد آورد روزگار                      دگر عضوها را نماند قرار....»

اما اگر عده‌ای در قالب خبر و پوشش چنین امر خیرخواهانه‌ای قصد تشویش اذهان عمومی را داشته باشند و باعث پایین آوردن سطح اعتماد عمومی شده و امنیت روانی جامعه را به خطر بیندازند چه بسا جرمی بیشتر از اسیدباشی مرتکب شده‌اند. در حقیقت وقتی یک ناهنجاری اجتماعی در جامعه رخ می‌دهد، به خودی خود یک هیجان منفی و اضطراب را با خود به همراه دارد که کمترین آسیبش جریحه‌دار شدن احساسات عمومی و خدشه دار شدن اعتماد در سطح جامعه است. که این ناهنجاری و رفتار خلاف عرف عمومی از زوایای گوناگون قابل بررسی است.

در وهله اول چنین رخدادی یک زنگ خطر است که اگر به موقع به آن توجه نکرده و آسیب‌شناسی نشود تبدیل به یک عقده اجتماعی می‌شود و ممکن است در سال‌های بعد خطرات بیشتری را برای یک جامعه رقم بزند.

حادثه «اسیدپاشی» اخیر که در اصفهان رخ داد از این نوع ناهنجاری‌های اجتماعی است. اینکه شخص یا اشخاصی با چه هدف و نیتی دست به چنین جنایتی زده‌اند تا لحظه‌ای نوشتن این سطور هنوز مشخص نشده است اما؛ آنچه که مهم است پرداختن به این موضوع است و اینکه چگونه می‌توان از بروز چنین پدیده شومی جلوگیری کرد.

 کارشناسان معتقدند که باید علل و انگیزه فرد یا افرادی که چنین جرمی را مرتکب شده‌اند بررسی و شناسایی شده و به اطلاع جامعه برسد چرا که صرفنظر از اینکه از بروز موارد مشابه جلوگیری می‌کند می‌تواند جامعه را نسبت به یک نقص روانی آگاه سازد.

و همچنین یادمان نرود که رسانه ابزاری است برای واکاوی و شکافتن ابعاد یک موضوع و فرهنگسازی عمومی در این زمینه نه وسیله‌ای برای ایجاد ترس، رعب و وحشت.

فرقی نمی‌کند زن باشی یا مرد، فارغ از جنسیت هر کدام از ما یک انسان هستیم و فراموش نکنیم چیزی که در این ماجرا از دست رفته است انسانیت است.

 

/ 2 نظر / 25 بازدید
پارسافر

سلام.با اجازه شما بی دعوت وسر زده آمدم مطلبتان را خواندم.موفق باشید[گل]

علی رحیمی

سلام از اینکه در مورد وقایع روز جامعه بیطرفانه و شجاعانه اظهار نظر می کنید و نظر و راهکار می دهید لذت بردم امیدوارم متولیان امور هم این مطالب را بخوانند اگر به وبلاگ من هم سری بزنید و در مورد کارهایم نظر ارزشمند خود را بیان کنید ممنون می شوم رحیمی