آقای کاکایی من هم یک رسانه ای فاقد شعور هستم!

 

خبر آنلاین  9 خرداد 93: بنده اساسا با برگزاری هر گونه جشنواره دولتی مخالفم و دلایل مختلفی هم دارم معتقدم هنر نباید دولتی شود دولت باید نقش حمایتی و نظارتی داشته باشد و...

شاعر جشنواره ای هم نیستم .اما علیرغم این موضوع خیلی کم و به فراخور حال و یا به دعوت دوست یا دوستانی در این جشنواره ها شرکت کرده ام و بعد از این نیز شرکت خواهم کرد.

جشنواره شعر فجر هم برگزار شد با همه فراز و فرودها و کاستی هایش. برگزاری یک جشنواره آن هم از نوع شعر کار آسانی نیست. به تجربه دریافته ام که در حیطه شعر و شاعری هر کار خوبی هم که بکنی باز در آخر "آدم بده" ماجرا می شوی!
بنابراین اینها را گفتم تا بگویم مسئله من جشنواره شعر فجر نیست چون تکلیف یک جشنواره دولتی از ابتدا معلوم است . و قصد ورود به این مبحث را هم نداشتم. آنچه مرا وادار به نوشتن این سطور کرد اظهار نظر اخیر آقای کاکایی -دبیر جشنواره- بود که منتقدان رسانه ای اش را فاقد شعور مشاوره دانسته بود.


اگر چه با توجه به شناختی که از شخصیت ایشان دارم برایم باور کردنی نبود اما گفته ایشان بازتاب بسیار بدی در میان اهالی رسانه داشت و از آنجا که اخبار مربوط به جشنواره را از قبل از برگزاری آن دنبال می کردم ذکر چند نکته را ضروری می دانم:


از ابتدا مسوولان اجرایی این جشنواره با شعار "چند صدایی" کلید آغاز کار را زدند اما ظاهرا در مورد این شعار چون دقت لازم را به کار نبرده بودند تا آخر هم درگیر مفهوم " چند صدایی" در این جشنواره شدند. تا آنجا که جانب همه چیز را رها کردند و تمام سعی شان را بر این گذاشتند که بگویند ما چند صدایی هستیم. اما آیا موفق بودند؟!
جناب آقای کاکایی! من نه به عنوان یک رسانه ای فاقد شعور به تعبیر جنابعالی بلکه به عنوان یک شاعر دارای شعور می گویم؛ اینکه یک عده شاعر را دعوت کنیم و بگوییم از گروههای مختلف و آن هم از تریبون رسمی یک نهاد دولتی هر چه که دلشان می خواهد به نظام و حکومت و جنگ و... بگویند و اشعار ضدونقیض بخوانند؛ این اسمش نمی شود "چند صدایی "به این می گویند "آزادی بیان!".یک پارک هم در لندن وجود دارد که هرکس هر چه دلش می خواهد به هر مقام مملکتی می گوید و کسی کاری به او ندارد اما خارج از آنجا و در مکانهای دیگر نمی تواند.

اما آیا ما می توانیم به یک عده در یک جشنواره رسمی و در یک محلی که دولتی است چنین اجازه ای دهیم؟! بعد اسمش را بگذاریم چند صدایی. اساسا ما چنین اجازه ای داریم؟! و بعد اگر کسی اعتراض کرد او را فاقد شعور بدانیم. هیچ جای دنیا که ادعای دموکراسی و آزادی بیانشان گوش فلک را کر کرده است نیز چنین رسمی وجود ندارد.
بنده وکیل و مدافع نظام نیستم و چنین ادعایی هم ندارم. اما " هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد"بنده هم شعر بی ربط و بی سر و ته زیاد می گویم اما محل خواندن آن محفل خصوصی و شب شعر دوستانه است نه یک جای رسمی و دولتی.
اگر ما جایی را قبول نداریم حق نداریم شرکت کنیم و یا اگر شرکت کردیم باید ضوابط و مقررات آنجا را بپذیریم.


یک فیلمساز مشهور -که از بعد از انقلاب به خاطر اعتقاداتش دیگر فیلم نساخته- خطاب به فیلمسازان مخالف که با بودجه دولتی فیلم می سازند گفته است:" شما غلط می کنید بودجه دولتی می گیرید و علیه دولت فیلم می سازید. یا مثل من فیلم نسازید یا اگر می سازید معیارها را رعایت کنید"(نقل به مضمون)
شما شاعرانی را به قول خودتان گرد هم آورده اید که عده ای از آنها بزرگترین افتخارشان طی این سالها این بوده است که هرگز در یک محفل دولتی شرکت نکرده اند اما انگاری و شاید در این جشنواره به شرط چاقو دعوت شده بودند؟!!!


از ابتدا شعار چند صدایی یک اشتباه بود. متولیان، انتخاب آقای کاکایی را به عنوان دبیر جشنواره یکی از شاخصه های چند صدایی می دانستند من از شما می پرسم جناب اقای کاکایی عزیز! شما چه تفاوتی با بزرگوارانی چون آقای قزوه یا اکرامی فرد یا سایر مسوولانی که تا کنون متولی برگزاری این جشنواره بوده اند دارید؟!
آیا شما خود را شاعر انقلاب یا جنگ نمی دانید؟! کار به قالبهای شعریتان ندارم اما آیا شما از نظر فکری یا اعتقادی تفاوت فاحشی با سایر بزرگواران دارید؟!

اینکه کسی در دوره ای هوادار یک گروه سیاسی خاص باشد برای او وجه تمایزی محسوب نمی شود. همه افراد در همه دوره های مختلف زندگیشان گرایشات سیاسی خاص دارند کما اینکه همه ما در زمان انتخابات به یک فرد رای نمی دهیم و این گرایشات خاص در زمانهای خاص وجه تمایزی در حوزه هنر یا شعر محسوب نمی شود مگر اینکه شخص خود را هنرمند یا شاعر سیاسی بداند که آن مقوله و حرف دیگری است.

شما به راحتی از آقای رویایی نام می برید و از او دعوت می کنید اما من دوره ای را به یاد می آورم که ما در رسانه حتی اجازه نداشتیم نام شاملو را بیاوریم اما مگر می شود شاملو را از شعر و ادبیات این مملکت حذف کرد. اگر من تلاش کنم که شعر شاملو را به مخاطب در یک رسانه بشناسانم این یک دغدغه ادبی است که من دارم -فارغ از حرف و حدیثهای بسیاری که در مورد شاملو وجود دارد- اما شما از چیزی دفاع می کنید که یدالله رویایی نه تنها مدافع آن نیست،حتی دغدغه آن را هم ندارد.

حتی اگر او دعوت شما را هم قبول می کرد و او را به جشنواره می آوردید باز هم این جشنواره چند صدایی نمی شد.سیاسی می شد. یدالله رویایی فارغ از شاعر بودنش، جمهوری اسلامی را قبول ندارد. اول اینکه چرا باید در یک جشنواره دولتی که قبولش ندارد شرکت کند. دوم اینکه حضور او چه برگ مثبتی برای رخداد فرهنگی جمهوری اسلامی محسوب می شد؟! این جمله شما مرا یاد کسانی می اندازد که یکی را مسلمان می کنند و یک عمر به آن افتخار می کنند. مثلا قرار بوده در این دعوت آقای رویایی طرفدار جمهوری اسلامی شود؟!

سخن آخر اینکه آقای کاکایی با همه احترامی که برای شما قائلم باید بپرسم فرق شما با آقای احمدی نژاد که منتقدانش را بزغاله خواند چیست؟! امثال من ادعایی ندارند اما در این جشنواره چیزهایی زیر سووال رفت که حداقل خود شما یک عمر مدافع آن بودید . پس منتقدانتان را فاقد شعور مشاوره نخوانید. لطفا"

 

http://www.khabaronline.ir/detail/357680/weblog/rajaee

/ 0 نظر / 34 بازدید